به وبلاگ من خوش آمدید
RSS
POWERED BY
LoxBlog.Com
<-PollItems->
|
بعد از واقعه عاشورا حضرت زینب علیهاالسلام از هر فرصتی برای بیداری مردم و برملا ساختن ماهیّت دشمن ناجوان مرد امام شهیدان استفاده می کند. آن گاه که پس از ورود به مدینه، زنان مدینه از چگونگی حادثه عاشورا می پرسند، در جواب می فرماید: «با چه زبانی واقعه عاشورا را شرح دهم؟ بیان من از آن قاصر است. ای بانوان قریش، ای دختران بنی هاشم، چیزی می شنوید و حکایتی به گوش می سپارید. اگر شرح حال شهدا و اسرا را باز گویم ملامتم خواهید کرد که چگونه با دیدن آن مصیبت گران هنوز زنده ام...». آن گاه با چشم اشک بار به شرح واقعه می پردازد و با شنیدن سخنان او ناله و افغان از فضای مدینه بلند می شود. نقل می کنند تا جان در بدن زینب علیهاالسلام بود، همیشه به یاد کربلا بود و چون چشم او به عزیز برادرش امام زین العابدین علیه السلام می افتاد، اندوهش تازه می شد و شروع به گریستن می فرمود. نظرات شما عزیزان: زمستان مطلب مطالب جالب وآموزنده 22بهمن نوزادی آرام لطیفه های بامزه طنز اصولی برای سرگرم کردن کودک! کودکان را به کتاب خواندن تشویق کنیم! برای اینکه فرزندتان رازخانوادگی را فاش نکند خود ارضایی در کودکان راهنمای خرید پستانک وشیشه شیر جوشاندن شیشه شیر برای نوزادان زنان شیرده ریحان ،زیره ورازیانه مصرف کنند نکات لازم برای شیردهی موفق نحوه شستن موهای نوزاد وقتی کودکتان مدام میگوید نه! دوستی مادران و پسران شعر کودکانه و حیووووونای رنگارنگ |
|