به وبلاگ من خوش آمدید
RSS
POWERED BY
LoxBlog.Com
<-PollItems->
|
قصه ی اردک خوش شانس
پدر برای دختر و پسرش کتاب می خواند .اسم کتاب اردک خوش شانس، خوش شانس، خوش شانس بود. قصه اینطوری بود که.... روزی یک اردک خوشگل و دوست داشتنی برای گردش بیرون رفت و خیلی زود یک گودال آب تمیز و دوست داشتنی پیدا کرد.
اوه، چه اردک خوش شانسی! اردک خوش شانس گفت: "کواک" اردک کوچک و دوست داشتنی، توی گودال کوچک و زیبا شیرجه رفت. اوه، چه اردک خوش شانس، خوش شانسی. اردک خوش شانس، خوش شانس گفت: "کواک" ، "کواک" اردک کوچک و دوست داشتنی، از توی چاله پز از آب قشنگ بیرون آمد و زیر نور آفتاب چرتی زد . اوه ، چه اردک خوش شانس ، خوش شانس ، خوش شانسی.
البته اردک خوش شانس خوش شانس خوش شانس طوری خر و پف می کرد که انگار می گفت : "کواک" ، "کواک" ، "کواک" دختر کوچولو که به قصه گوش می داد ، نفس عمیقی کشید و گفت: چه اردک بانمکی. شاید این قشنگترین چیزی باشد که من تا بحال دیده ام پسر کوچولو سرش را خاراند و گفت: اما توی این قصه همه چیز خیلی خوب و دوست داشتنی بود و این نمی تواند واقعیت داشته باشد .
من باید قصه را طوری تغییر دهم که کمتر جذاب و دوست داشتنی باشد او یک مداد و مقداری کاغذ برداشت و از اتاق بیرون رفت . مدتی بعد پسرک به اتاق آمد و گفت: آماده شد .من قصه بهتری نوشته ام بعد صدایش را صاف کرد و گفت: اسم این داستان ، اردک بدشانس، بد شانس بد شانس است اردک بانمکی یک چاله پر از گل پیدا کرد اوه ، چه اردک بد شانسی! اردک بد شانس گفت:
"کواک" اردک کوچولو و دوست داشتنی، توی گودال پر از گل شیرجه رفت. اوه ، چه اردک بد شانس ، بد شانسی. اردک بد شانس بد شانس گفت: "کواک" ، "کواک" اردک کوچک و دوست داشتنی، از توی چاله پر از گل بیرون آمد و زیر نور آفتاب چرتی زد . اوه ، چه اردک بد شانس ، بد شانس ، بد شانسی. اردک بد شانس بد شانس بد شانس گفت : "کواک" ، "کواک" ، "کواک"
قصه ی من تمام شد پسرک دفترچه اش را بست و پرسید: نظرتون چیه ؟ دخترک دماغش را خاراند و گفت: من از قصه ی اولی بیشتر خوشم آمد. پسر گفت: اما فکر می کنم قصه ای که من نوشتم بهتر است. پدر نظر شما چیه ؟ پدر به آنها گفت: هر دو خوب هستند البته هر کدام به نوعی . دخترک و پسرک گفتند : اوه پدر ، شما همیشه همین را می گوئید .
اگر فرزندتان ۶ سال دارد...
هر کودک ۶ ساله ای که اشکالات زیر را داشته باشد باید توسط پزشک متخصص اطفال از نظر اختلالات تکاملی مورد ارزیابی بیشتر قرار گیرد:
۱) با کودکان همسن و سال خود نمی تواند خوب ارتباط برقرار کند و معمولا در بازی کردن با آنها مشکل دارد.
۲) در خانه دوست دارد تنها بماند و تمایلی به شرکت در جمع سایر کودکان یا جمع بزرگ ترها ندارد.
۳) اگر از او پرسیده شود دوست داری مانند چه کسی باشی نمی تواند پاسخ بدهد.
۴) احساسات خودش را بروز نمی دهد. به عنوان نمونه خوشحال بودن یا نبودن او را نمی توان درک کرد. گوشه گیری دارد و کمتر حرف می زند.
۵) با حیوانات خشن است و از اذیت و آزاررساندن به آنها لذت می برد. به عنوان نمونه از له کردن دم گربه یا سنگ زدن به سگ خشنود می شود.
۶) از بازی کردن با آتش و آتش افروزی مسرور می شود و خطر آتش بازی را درک نمی کند.
۷) پیشرفت تحصیلی خوبی ندارد و معلم پیش دبستانی وی از اینکه همگام با سایر بچه های کلاس نیست نگران است.
۸) رفتار وی در مدرسه برای سایر بچه ها مزاحمت ایجاد می کند.
۹) اشتیاقی برای به مدرسه رفتن ندارد.
۱۰) سر کلاس نمی تواند آرام روی صندلی خود بنشیند و مداوم وول می خورد یا از سر جایش بدون اجازه معلم برمی خیزد و در کلاس راه می رود.
۱۱) سنش را نمی داند.
۱۲) در شبانه روز بیش از ۲ ساعت مقابل مانیتور کامپیوتر یا تلویزیون می نشیند.
۱۳) اگر از او پرسیده شود از چه چیزهایی خوشش می آید نمی تواند بگوید.
۱۴) صحبت های وی پیچیده و غیرقابل فهم است.
۱۵) کشیدن یک علامت + را نمی تواند تقلید کند و اگر به او بگوییم یک آدم نقاشی کن و هر چه می توانی آن را خوشگل تر بکش (نباید راهنمایی شوند)، تعداد اجزای بدن نقاشی ترسیم شده کمتر از ۸ قسمت است.
۱۶) اگر مقابل شما بایستد نمی تواند یک توپ پرت شده را با دو دست بگیرد.
کودکان این گروه سنی از تعریف و تشکر از ایشان در محیط مدرسه یا خانه لذت می برند. این گروه به تدریج قوانین اجتماعی مانند طرز عبور کردن از خیابان یا بستن کمربند ایمنی را یاد می گیرند ولی باید مکرر به آنها نکات ایمنی را یادآوری کرد. از زیاد خوردن شکلات باید احتراز کنند و نباید از آنها به عنوان جایزه برای انجام کارهای خوب استفاده کرد. سعی شود حداقل یک بار در روز یک وعده غذایی را با بقیه افراد خانواده با هم بخورند.
رعایت ساعت خواب شب منظم حتی در روزهای پنجشنبه تاکید می شود و معمولا نباید بعد از ساعت ۹ شب بخوابند. به سوالات درباره مسایل جنسی در حدی که می فهمند باید پاسخ داده شود و درباره قسمت های حساس بدن که کسی نباید به آنها دست بزند با آنها صحبت شود. اگر در انجام تکالیف مدرسه مشکلی وجود دارد، حتما باید کودک از نظر اختلالات یادگیری مورد ارزیابی قرار گیرد. از میهمانی و پارک رفتن با وی غفلت نکنید. اگر تلویزیون یا کامپیوتر در اتاق کودک است آن را خارج کنید و از کشیدن سیگار نزد وی جدا برحذر باشید. کارهای مربوط به خودش مانند جمع کردن کیف، کتاب و لباس های مدرسه را به وی واگذار و تاکید کنید. شعر کودکانه چوپان کوچک
چوپان کوچک
چوپان کوچک! نی بزن تا غصههایت کم شود
آواز غمگینی بخوان تا آسمان بیغم شود
چوپان کوچک! نی بزن شعری بخوان، شعری بخوان
تا دشت و کوه و باغ هم زیبا شوند و مهربان
غمهای خود را یک به یک در نی بریز، آهنگ کن
با نغمهء آهنگها دنیای خود را رنگ کن
چرا کودک ما به بلوغ زودرس می رسد؟
تحقیقات نشان داده در سالهای اخیر سن بلوغ در دختران و پسران ایرانی كاهش یافته، آیا باید نگران بود؟
بلوغ زودرس چیست؟ بلوغ طبیعی دورهای است که طی آن صفات ثانویه جنسی بهوجود میآیند و فرد توان باروری پیدا میکند. تغییرات فیزیکی در دوران بلوغ، نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم بلوغ غده هیپوتالاموس در دستگاه عصبی مرکزی، تحریک اعضای جنسی و ترشح هورمونهای جنسی است. اما بلوغ زودرس براساس تعریفهای اپیدمیولوژیك ظاهر شدن علائم بلوغ از نظر فیزیكی و هورمونی زیر 8 سال در دختران و زیر 9 سال در پسران است. این روزها با تغییری كه در ساختار زندگی شهری صورت گرفته و با توجه به پیشرفتهایی كه در زندگی اجتماعی بهوجود آمده بلوغ زودرس در دختران سفیدپوست زیر 7 سال و در سیاهپوستان زیر 6 سال تعریف شده است. این سن در مورد شروع بلوغ است چون همانطور كه میدانید بلوغ دورهای چند ساله دارد.
زود بزرگ شدن چه علائمی دارد؟ اولین علامت بلوغ در دختران برجستگی سینه و در پسران بزرگ شدن و تغییر سایز بیضههاست، بنابراین اگر دختری در ناحیه تناسلی و زیر بغل با رشد مو مواجه شد نباید اینطور قلمداد شود كه بالغ شده چون این حالت مقدمه بلوغ است. در دختران علائم ابتدا با بزرگ شدن سینهها ظاهر میشود و بعد از آن است كه نواحیای از بدن كه در آنها غدد جنسی وجود دارد رویش مو پیدا میكند. عادت ماهانه نیز در مرحله نهایی اتفاق میافتد. در پسران اولین علامت بزرگ شدن بیضه و سپس بلوغ دیگر اجزای اندام تناسلی است.
عوامل ایجادكننده بلوغ زودرس عوامل زیادی در شروع بلوغ اهمیت دارند ولی بیشتر بار این عوامل وابسته به ژنوم افراد است. در واقع این ژنتیك است كه تعیین میكند در چه سنی فرد وارد بلوغ شود اما چنین بهنظر میرسد که سایر عوامل نیز بر سن شروع و البته پیشرفت تکامل بلوغ تاثیرگذارند. تغذیه، وضعیت عمومی سلامت، موقعیت جغرافیایی و البته حالت روانی همگی میتوانند بر زمان شروع بلوغ اثر بگذارند. اینکه در بیشتر موارد نشانههای بلوغ در یک دختر تقریبا در همان زمانی که مادرش بلوغ را تجربه کرده ظاهر میشود، نشان میدهد ژنتیک بر زمان آغاز این پدیده اثر مستقیم دارد. این در واقع در ساختار بدن فرد تعیین شده است اما این تنها ژن نیست كه تعیینكننده است. برخی عوامل محیطی هم این ژن را میپرورانند، از جمله وزن، قد و تغذیه.
هورمون رشد تمام عوارض روانی بلوغ زودرس افرادی كه دچار بلوغ زودرس میشوند از نظر روانی دچار مشكلات زیادی خواهند شد. رشد اندامها و بروز علائم بلوغ در نوجوانان كمسن در مقایسه با سایر همسالان، باعث ایجاد اضطراب شدید در این كودكان و والدین آنها میشود.از سوی دیگر، دیده میشود در ارتباط والدین و فرزندان آنقدر رودبایستی وجود دارد كه افراد نمیتوانند مشكلاتشان را با آنها در میان بگذارند و این اضطراب مضاعفی را بر آنها تحمیل میكند. این در حالی است كه والدین باید انتظار چنین علائمی را داشته باشند و آن را پیگیری كنند و قبل از اینكه فرزندان این اطلاعات را از همكلاسیها و دوستان خود بهطور ناقص و نامفهوم دریافت كنند والدین با آنها ارتباط بگیرند و همه آنچه لازم است بدانند به شكل درست در اختیار آنها قرار دهند.
وزن؛ عاملی مهم در شروع بلوغ وزن یكی از عواملی است كه ورود بلوغ را باعث میشود. طبق آماری كه در ایران وجود دارد شروع بلوغ در دختران حدود 130سانتیمتر قد و متوسط وزن34-33 كیلوگرم و سن استخوانی حدود 9 سال را شامل میشود. این وزن یك علامت است كه با رسیدن فرد به آن میتوان انتظار بلوغ را داشت، هر چند الزامی وجود ندارد و ممكن است فردی با وزن 50 كیلوگرم هنوز به بلوغ نرسیده باشد اما زمان شروع عادت ماهانه دردخترانی که وزنشان بیش از 30 درصد وزن طبیعی آنهاست و نسبتا چاق هستند، زودتر از حد میانگین است. تاخیر در شروع دوره قاعدگی، در کودکان مبتلا به سوءتغذیه شدید هم شایع است. در كشورهای اروپایی با تغذیه مناسب هر 10 سال دوره عادت ماهانه 3 ماه زودتر اتفاق میافتد.
اضافه وزن در دختران، احتمال بلوغ زودرس را افزایش میدهد ولی این رابطه در پسران حالت عكس دارد و لاغری مفرط، باعث افزایش احتمال بلوغ زودرس میشود.
بلوغ زودرس گاهی خطر مرگ دارد! بلوغ زودرس در دختران شایعتر از پسران است اما معمولا علت پاتولوژیك ندارد. این در حالی است كه در پسران وقتی علائم بلوغ زودرس مشاهده میشود این نگرانی ایجاد میشود كه اتفاق بیمارگونهای در حال وقوع است. گاهی بلوغ در شرایطی آغاز میشود كه فرد دچار تومور مغزی است یا آنسفالی مغزی دارد. این آسیبهای مغزی باعث میشود تغییرات هورمونی كه آغازكننده بلوغ است زودتر ایجاد شود كه به آن بلوغ ثانویه یا مرضی میگویند. عفونتهای مغزی، ضربههای مغزی، تومور مغزی و مصرف داروهای استروژن و آندروژن قبل از بلوغ از مهمترین عوامل بیمارگونه بلوغ زودرس در پسران است و به همین دلیل بروز بلوغ زودرس در پسران باید جدی گرفته شود و هر چه زودتر بررسیهای لازم انجام شود.
وقتی والدین مقصرند! برخی ناهنجاریهای فكی و دندانی علل ژنتیك دارند. اگر كودك، اندازه فك را از یك والد و اندازه دندانها را از والد دیگر به ارث ببرد و این 2 با هم تناسب و سازگاری نداشته باشند، ممكن است دندانها فاصلهدار شوند یا فضای كافی برای تمام دندانها در قوس فكی وجود نداشته باشد و موجب شلوغی دندانها و نامرتبی آنها شود. جلو بودن و بزرگی فك پایین نیز یك مشكل ژنتیك و ارثی است كه در سابقه بیمار، اغلب پدرومادر یا بستگان نزدیك مشكلات مشابه دارند. كودكانی كه از مادرانی با پوسیدگیهای دندانی متعدد متولد میشوند، به پوسیدگیهای بیشتری در مراحل بعدی زندگی خود مبتلا میشوند.
در تمام این موارد میتوان با درمان به موقع از برخی مشكلات حاد و جراحیهای فك جلوگیری كرد.
بررسیهای تشخیصی كدام است؟ آنچه اهمیت دارد این است كه بلوغ زودرس اگر زود تشخیص و ردیابی شود، اشكالی در رشد ایجاد نمیكند. بررسیهای تشخیصی در این مورد بستگی به فرد دارد اما بهطور كلی هر كودكی كه زیر 6 سال علائم را نشان میدهد باید MRI، سیتیاسكن و آزمایشهای مختلف در مورد او انجام شود اما در سنین كمی بالاتر با معاینه و براساس شواهد بالینی بررسیهای لازم را انجام میدهد. اندازهگیری میزان هورمونهای بلوغ در این مورد بسیار كمككننده است و میتواند کمککننده هم باشد، چون هنگام بلوغ، مغز هورمون خاصی ترشح میكند كه هم در بدن دختر و هم در بدن پسر ترشح میشود اما تفاوت آن در محل اثر هورمونهاست. در مورد برخی والدین كه از هورمون رشد برای كودكشان استفاده میكنند باید گفت، این هورمون درصورتی باید استفاده شود كه کمبود هورمون رشد داشته باشد و در استفاده از آن تنها بهدلیل بلند قد شدن كودك باید دقت كرد.
آیا میتوان پیشگیری كرد؟ راهحل پیشگیری از بلوغ زودرس به تغذیه و توجه به رشد مناسب فرد بستگی دارد. والدین باید از چاقی مفرط فرزندانشان پیشگیری كنند و به هیچوجه مرغ و تخممرغ ماشینی و فراوردههای هورمونی را بهخصوص به دختران خود ندهند. آمپولهای تزریقی برای جلوگیری از بلوغ زودرس نیز بسیار مضر هستند، چون محور تخمدان به هیپوفیز را مختل میکند و تاثیر منفی در رشد واژن و رحم دارد و استفاده از آن به هیچ عنوان توصیه نمیشود. همانطور كه مصرف داروهایی كه ممكن است منجر به بلوغ زودرس شود نیز اصلا مناسب نیست. والدین باید مراقب باشند با دیدن علائم اولیه اگر لزومی به درمان بود حتما درصدد درمان برآیند.
والدین چه میتوانند بكنند؟ والدین باید با ایجاد رابطه صادقانه و دوستانه با دختر یا پسر مبتلای خود، برای او پیدایش این تغییرات را توضیح دهند و او را از مراقبتهای ضروری آگاه کنند. ارتباط والدین با معلمان فرزندشان بهمنظور برقراری ارتباط دوستانه آنان با بچههای همسن خود و جلوگیری از ایجاد مشکلات روانی در این زمینه بسیار اهمیت دارد. رعایت عوامل و شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی قابل کنترل (عوامل و شرایط ذکر شده در مورد علل بلوغ زودرس) بهمنظور تعدیل و کاستن از عوارض و پیامدهای بلوغ زودرس در زندگی حال و آینده این افراد نیز حائز اهمیت است. مراجعه به پزشک متخصص برای بررسی و درمان زودرس بلوغ برای پیشگیری از مشکلات استخوانبندی، رشد قدی و فیزیکی و انجام معاینهها و آزمایشهای مداوم یكی از وظایف مهم والدین در این موارد است.
پاسخ به کنجکاوی های جنسی کودکان
بسیاری از والدین گمان می کنند که آموزش مسایل جنسی را می توان در گفتگویی خلاصه کرد و ان را به بعد موکول می کنندو آن وقت «یکی از این روزها» پدر و مادر، کودک خود را که دارد به دوران بلوغ پا می گذارد، به کناری خواهد کشید و در خلوت «حقایق زندگی» را به او خواهد گفت. به پسرها در مورد خطرات ناشی از بیماری های مقاربتی هشدار داده خواهد شد و به دخترها، خطرات ناشی از بارداری، اما آموزش مسائل جنسی باید پیش از این شروع شود. تفاوت های جنسی کودکان تفاوت های جنسی را امری مسلم نمی دانند. تفاوت های جنسی راز مهمی برای آنان به حساب می آید و آنها ترس و توضیحاتی خیالی در مورد تفاوت های جنسی در ذهنشان پرورش می دهند. وقتی کودک در می یابد که بین پسرها و دخترها تفاوت های آناتومیکی وجود دارد، فرصت خوبی است برای تاکید روی تفاوت ها، نه کاستن از آن تفاوت ها، پیام ها در مورد تفاوت های جنسی باید آشکار و قطعی باشد تا از اغتشاش فکری کودک که ممکن است در شناخت هویت جنسی اش پیش آید، جلوگیری شود.
رفتار جنسی خود والدین: تربیت جنسی کودکان از طرز برخورد والدین با مسایل جنسی خودشان شروع می شود. آیا آنها بیزاری خاصی از ارتباط با جنس مخالف دارند، یا اینکه آنرا ارج می نهند؟ احساسات بر زبان نیامده والدین هر چه باشد، به کودکان انتقال خواهد یافت. به همین دلیل به سختی می توانیم به طور دقیق به والدین بگوییم که به سوالات جنسی کودکان چه پاسخی بدهند. در وهله نخست، اغتشاش فکری والدین در زمینه مسایل جنسی باید شناخته شود و نگرانی ها و شرمساری آنها نیز اصلاح پذیرد و اعتدال یابد.
شروع احساسات جنسی: از دیدگاه نظریه های روان شناسی از آغاز تولد، کودکان آماده احساس لذات جنسی هستند و از آغاز تولد، رفتارهای جنسی آنها وارد مرحله شکل گیری می شود. لذتی که کودک از جسم خود می برد. هر چند که شباهتی به لذت یک فرد بالغ ندارد، ولی در اصل لذت جنسی است. کودک به محض اینکه توانایی بدنی پیدا می کند، در جسم خود به اکتشاف می پردازد. دست های خود را به کار می اندازد و اعضای بدنش را لمس می کند، و وقتی کسی او را لمس می کند، غلغلک می دهد و نوازش می کند، لذت می برد. این لمس کردن ها و نوازش ها بخشی از آموزش جنسی کودک به حساب می آیند. از طریق همین هاست که کودک دریافت عشق و محبت را می آموزد.
زمانی به مادران هشدار می دادند که کودکانشان را نوازش نکنند و به بازی با آنها نپردازند، تا مبادا باعث تباه شدن اخلاق و رفتار آنها بشوند. با این وجود مادران فطرتاً می دانند که بازی نکردن با کودک است که اخلاق و رفتار او را تباه می کند. اکنون ما می دانیم که کودک به مقدار زیادی لمس کردن محبت آمیز و مراقبت با نوازش نیاز دارد. اما در انتخاب نقاطی برای نوازش باید دقت کنیم تا تحریک آمیز نباشد. وقتی کودک با خبر می شود که از دهانش لذت فوق العاده ای به دست می آورد، هر چیزی را که پیدا می کند به دهانش می برد. مکیدن، جویدن و گاز زدن چیزهایی که حتی غیرقابل خوردن هستند، لذات خوشایندی به همراه دارد. از این لذات دهانی نبایستی جلوگیری به عمل آورد، فقط باید تنظیمشان کرد. ما باید مراقب باشیم تا آنچه وارد دهان کودک می شود بهداشتی و تمیز باشد، برخی از کودکان تمام لذات را در خوردن کسب می کنند، برخی دیگر از آنها برای تکمیل این لذات به مکیدن نیاز دارند که کودک را باید در این مورد آزاد گذاشت.
وقتی کودک نیاز به مکیدن خود را برآورده نمی سازد، این نیازها از بین نمی روند، بلکه به صورت های منفور، ضعیف تر و یا قوی تر خودشان را نشان می دهند. نوزاد شاید مکیدن انگشتش را ادامه بدهد و کودک مکیدن مداد پاک کنش را، و یک فرد بالغ مکیدن سیگارش را. نوزادان شاید تمام اشیا را به دهان ببرند، کودکان شاید ناخن هایشان را بجوند و بزرگترها شاید از دهان خود برای زدن حرف های نیش دار و زننده استفاده کنند. همه اینها اشکال مختلف یک نوع فرآیند هستند.
وقتی کودک در می یابد که بین پسرها و دخترها تفاوت های آناتومیکی وجود دارد، فرصت خوبی است برای تاکید روی آنها تفاوت ها، نه کاستن از آنها تفاوت ها، پیام ها در مورد تفاوت های جنسی باید آشکار و قطعی باشد تا از آن اغتشاش فکری کودک که ممکن است در شناختن هویت جنسی اش پیش آید، جلوگیری شود. پاسخ به سئوالات کودک در مورد مسایل جنسی در پاسخ به سوالات کودکان در این زمینه، ما نباید وسوسه شویم که همه را یکجا تحویل کودک دهیم، یعنی نباید در زمان خیلی کوتاه، زیاد آموزش بدهیم. درعین حال که دلیلی وجود ندارد تا ما نتوانیم سوالات کودکان را صادقانه و بی پرده جواب بدهیم، نیازی هم نیست که برای جواب دادن به این قبیل سوالات، طب زایمان را هم به او آموزش دهیم. بلکه باید سعی نمود جواب ها را در یک یا دو جمله خلاصه کرد . سن مناسب برای آگاه کردن کودک از مسایل جنسی زمانی است که وی سوال بکند. وقتی پسر دو یا سه ساله ای به اندام های تناسلی خود اشاره می کند و با تعجب می پرسد: «این چیست؟» زمان مناسبی است که به او پاسخ دهیم و برای آن نام مشخص و بجایی بگذاریم. وقتی کودک با تعجب می پرسد که بچه از کجا می آید، ما نباید به او بگوییم که بچه از کیف آقا دکتر، از بیمارستان، از سوپرمارکت، از پستخانه، یا از لانه لک لک می آید. ما به او می گوییم: «بچه در جای مخصوصی توی شکم مادر رشد می کند و از آنجا بیرون می آید.» بسته به اینکه پرسش های بعدی کودک چه باشد شاید لازم شود و شاید هم لازم نشود که در این موقع به او بگوییم آنجا اسمش رحم است.
دو سوال هست که تقریبا همه کودکان زیر هفت سال را گیج می کند (یعنی کودکانی را که هنوز به مدرسه نمی روند). این دو سوال عبارتند از: 1- بچه چگونه خلق می شود؟ 2- بچه چگونه به دنیا می آید؟
توصیه می شود که تفسیر کودک از آفرینش و جای وطن نوزاد را بشنویم، و آنگاه تفسیر خودمان را ارائه دهیم.توضیح ما باید از واقعیت دور نباشد، اما لازم نیست که توضیح کاملی هم درباره یک ارتباط جنسی به او بدهیم: «وقتی پدر و مادر می خواهند که بچه ای داشته باشند، سلولی از بدن پدر به سلولی در بدن مادر می پیوندد، و آن وقت رشد بچه شروع می شود. وقتی بچه به اندازه کافی بزرگ شد از شکم مادر بیرون می آید».
سوال بعدی کودک شاید همان چیزی باشد که مایه وحشت والدین است: «سلول پدر چطور وارد بدن مادر می شود؟» باردیگر، ابتدا باید از کودک سوال کنیم که او این واقعه را چگونه تفسیر می کند. احتمالا با نظریه های جالب کودک مواجه خواهیم شد: بابا دانه را در شکم مادر می کارد، خانم دکتر دانه ای را با جراحی می کارد درون شکم مامان.
سوال بعدی که ممکن است از ذهن کودک خارج شود، این است که : «تو و بابا چه وقت قصد دارید بچه درست کنید؟»،برای این سوال برخلاف تصور ما، جوابی ساده کافی خواهد بود: «مادرها و پدرها به یکدیگر عشق می ورزند و می خواهند بچه ای داشته باشند تا به او هم عشق بورزند.» .
برخی از پسر بچه ها آرزو می کنند که پدرها هم می توانستند بچه دارشوند. آنها می پرسند : « چرا پدر بچه بدنیا نمی آورد ؟» درپاسخ به این سوال توضیح می دهیم که در بدن یک زن جایی به اسم رحم وجود دارد و بچه می تواند درآن رشد کند. بدن مردها آنرا ندارد. کودک خواهد پرسید :« چرا؟» درپاسخ خواهیم گفت :« برای اینکه بدن زن ها و مردها متفاوت آفریده شده است.» مطلوب است که به پسرها اطمینان بدهیم که بچه ها به یک پدرهم احتیاج دارند تا آنها را دوست بدارد.
بازی های مخفیانه جنسی چه ایرادی دارد؟ کودکان را نباید شرمسار یا سرزنش کرد. از طرفی دیگر، نباید پوزشی بی زحمت و یا بهانه ای غلط برای آنها فراهم کرد، مثلاً بهانه ای از این قبیل: «فکر نمی کنید هوا برای قدم زدن با بدن لخت خیلی سرد باشد؟»
اگر چه رفتار مورد پسندی انجام نشده بدون تهدید باید به طور آشکار به کودک گفت: «شما داشتید لباس های همدیگر را در می آوردید. این کار قدغن است، اگر تو سئوالی در این زمینه داری از ما سوال کن تا کمکت کنیم که بفهمی . اما نباید لباس های همدیگر را در آورید.» رفتار ملایم ما این امکان را فراهم می کند که بدون آسیب رساندن به کودک تجربیات جنسی او را محدود کنیم. و البته باید با نظارتی دقیق و غیر مستقیم رفتار های بعدی او را کنترل نماییم . لذا سن کنجکاوی های جنسی را که شاید به سنین قبل یا آغازین مدرسه بر میگردد ،باید شناخت و با بهانه های مختلف از تنها ماندن و وارسی های آنها به بدن یکدیگر جلوگیری نمود
پهن شدن سر نوزاد (علل و پيشگيري)
پهن شدن وضعيتي سر نوزاد در روزهاي اول زندگي به علت نوع خواباندن او، ممکن است رخ دهد يکي از علت هاي اين پهن شدن سر، خواباندن نوزاد به پشت است. در دهه 1990 ميلادي، يک بررسي بزرگ نشان داد که خواباندن نوزاد روي شکم، احتمال وقوع " نشانگان مرگ ناگهاني نوزاد" را بالا ميبرد. از آن هنگام به بعد به والدين توصيه شد که براي جلوگيري از اين عارضه، نوزادان را به روي شکم نخوابانند و به پشت بخوابانند. در نتيجه به موارد " پهن شدن وضعيتي سر نوزاد " افزوده شده است.
با توجه اين که ايمني نوزاد شما در صدر اولويت ها قرار دارد، شما بايد همچنان نوزادتان را به پشت بخوابانيد، هر چند که سر او به طور گذرا تغيير شکل پيدا کند.
وقتي کودک شما به اندازه کافي بزرگ شد که خودش روي شکم اش بچرخد، مي توانيد به او اجازه دهيد در اين وضعيت بماند اما حتي در اين موقع هم بايد او را در ابتدا به پشت بخوابانيد.
برخي از موارد اين نوع تغيير شکل جمجمه نوزاد نياز به درمان دارد. براي درمان از وسيله اي به نام " باند جمجمهاي " استفاده مي کنند که مانند يک کلاه خود کوچک روي سر نوزاد گذاشته مي شود اما در بسياري از نوزادان اين تغيير شکل سر با رشد بيشتر سر و متحرک شدن بيشتر نوزاد خود به خود برطرف مي شود.
يک علت ديگر شايع پهن شدن سر نوزاد خوابيدن او به يک طرف است. بسياري از نوزادن ترجيح مي دهند به يک طرف بخوابند:
* در برخي از نوزادان ممکن است علت اين امر، سفت بودن عضلات يک طرف گردن باشد و متخصص اطفال ممکن است ورزش هاي کششي گردن براي حل اين مشکل تجويز کند.
* در موارد ديگر، اين ترجيح نوزاد به گرداندن سر به يک طرف ممکن است به عوامل محيطي مربوط باشد. براي مثال، اغلب نوزادان به سمت صداي مادرشان بر مي گردند، بنابراين اگر گهواره نوزاد در کنار تخت تان است، مي توانيد نوزاد را از آن طرف گهواره بخوابانيد تا هنگامي که صداي شما را مي شنود، سرش را در جهت مخالف هم بگرداند.
* صرف زمان شيردادن نوزاد از سينه هم به پيشگيري از تغيير شکل سر نوزاد کمک مي کند.
خبر خوب اين است که اگر اين مشکل را زود تشخيص دهند، يعني هنگامي که سر نوزاد هنوز نرم و شکل پذير است، انجام اقدامات ساده اي مانند آن هايي که ذکر کرديم، در اغلب موراد موفقيت آميز است.
همچنين در مورد نگراني هاي خود با متخصص اطفال صحبت کنيد تا نوزاد را از لحاظ عوارض احتمالي زمينه ساز تغيير شکل سر او مورد بررسي قرار دهد.
از هويج و اسفناج در سوپ کودکان استفاده نكنيد!
يک متخصص تغذيه با تاكيد بر اين كه استفاده از مواد غذايي حاوي نيترات مانند هويج و اسفناج در سوپ کودکان توصيه نميشود، گفت: اين مواد طي باقي ماندن در سوپ به يک آنزيم خطرناک تبديل و موجب بروز مسموميت در کودکان ميشوند.
این متخصص تغذیه اثرات زيان بار نيترات به دو دسته مستقيم و غيرمستقيم قابل تقسيم است که اثر مستقيم آن در ترکيب با پروتئين و اسيدهاي آمينه باعث ايجاد نيتروزآمين شده که خود عامل ابتلا به سرطان است و اثر غيرمستقيم آن تبديل به نيتريت و بروز مسموميت ميشود.
وي افزود: وجود نيترات زياد در آب و غذا باعث افزايش نيتريت بزاق انسان و تخريب ويتامين A وC در بدن ميشود.
اين متخصص تغذيه با اشاره به مواد غذايي که موجب تجمع نيترات در بدن ميشوند، گفت: سبزيجاتي مانند هويج و اسفناج که خود حاوي نيترات هستند از اين جملهاند از اين رو بهتر است در سوپ کودکان استفاده نشوند.
دکتر تصريح کرد: نيترات موجود در اين سبزيجات طي ماندن در سوپ کودکان به نيتريت تبديل شده و اين نيتريت با هموگلوبين خون نوزاد ترکيب و باعث توليد نوعي آنزيم خطرناک در بدن کودکان و ابتلاي آنها به مسموميت ميشود.
ایشان اظهار كرد: استفاده از آب فاضلاب در آبياري کشتزارها، استفاده از کودهاي شيميايي که به طور معمول در کشور ما مصرف آن رايج است و همچنين رشد گياه در خاکهايي که فاقد عنصر موليبدن باشد از علل تجمع نيترات در گياهان است.
نشست فاضلابهاي شهري و انساني به سفرههاي آب زيرزميني و استفاده از آبهاي آلوده به منظور استفاده انساني نيز ميتواند موجب افزايش ورود نيتراب به آب شرب مردم شود
هيجان كودك براي ورود خواهر يا برادر كوچكتر
نوزاد دوم در راه است چند وقت ديگر دوباره مادر ميشويد و به اصطلاح فرزند دوم شما به اين دنيا پا خواهد گذاشت. كنار آمدن و آمادهسازي فرزند بزرگتر براي ورود نوزاد تازه، مشكلي جدي براي مادران به شمار ميرود. بايد بدانيد كودكتان به فرصت نياز دارد و البته شما هم بايد صبور باشيد.
دلایل داشتن یا نداشتن فرزند دوم !
چه دلایلی برای داشتن یا نداشتن فرزند دوم دارید؟ خیلی از مادرهایی که کودکشان در سنین بین 2 تا 5 سالگی به سر میبرد، به موضوع فرزند دوم فکر میکنند. حتی اگر تکلیفتان را با خودتان کاملا هم روشن کرده باشید، ممکن است در مورد بعضی از دلایل هنوز تردید داشته باشید. دلایلی که برای داشتن یا نداشتن فرزند دوم در این دو صفحه گفته شده، میتواند به شما نشان بدهد که به کدام دلایل باید جدیتر فکر کنید و کدامهایشان بهانههای نادرستی هستند.
میترسم دومی را مثل اولی دوست نداشته باشم
درست فکر میکنید! شما هیچ وقت دو فرزندتان را «مثل هم» دوست نخواهید داشت، اما این به معنای بیشتر دوست داشتن یکی نیست. همه مادرها با گذشت چند سال به قدری عاشق فرزندشان میشوند که نمیتوانند باور کنند میشود موجود دیگری را هم این قدر دوست داشت. مادر 2 کودک 4 و یك ساله میگوید: «وقتی پسر اولم دنیا آمد، از همان لحظه تولد، احساس کردم یک عشق جادویی بین من و او برقرار است؛ اما این اتفاق در مورد پسر دومم نیفتاد. آن موقع فکر میکردم بدترین مادر دنیا هستم، اما بعدها فهمیدم هیچ چیز بین کودک اول و دوم شبیه هم نیست. پسر کوچکترم به سرعت خودش را توی دلم جا کرد و حالا من نمیتوانم زندگیام را بدون او تصور کنم.»
تفاوت روحیه کودک اول و دوم و فرضیات ذهنی شما در مورد مادری که بر اساس خاطراتتان با کودک اول ساخته شده، میتواند به این موضوع دامن بزند و در دوران بارداری و ماههای اول نوزادی کودک دوم حالتان را بگیرد! زود افسرده نشوید. کافی است به خودتان زمان بدهید تا ببینید عشق چطور معجزه میکند.
البته ممکن است برعکس این اتفاق هم رخ بدهد. یک مادر دیگر میگوید: «وقتی فرزند دومم به دنیا آمد، من چنان غرق رابطه با او شدم که پسر بزرگترم را کلا به پدرش واگذار کردم. این چند ماه از طرفی موجب شد رابطه پسرم با پدرش بهتر شود و از طرفی هم به من اجازه داد تا کودک کوچکم را به خوبی بشناسم. به مرور هر کدام از آنها جایگاه خودشان را در زندگی من پیدا کردند و حالا رابطهام با هر دو عادی است.» در هر دو حالت، با گذشت چند ماه دیگر یادتان نخواهد آمد که دوست داشتن تنها یکی از آنها چطور بوده است!
میخواهم تمام امکانات و توجهام را به یک کودک اختصاص بدهم
ممکن است شما از نظر اقتصادی در مضیقه باشید یا هر دو به صورت تمام وقت شاغل باشید و واقعا فرصت و هزینه رسیدگی به یک کودک را هم به زحمت فراهم کرده باشید. در این صورت میتوانید در مورد این موضوع جدیتر فکر کنید. اما اگر یک خانواده معمولی هستید، در مورد این موضوع سخت نگیرید. بزرگ کردن فرزند دوم به مراتب آسانتر از فرزند اول است.
تجربه شما، هزینههایی که قبلا صورت گرفته (مثل تجهیز اتاق کودک) و حتی روحیه خودتان که حالا سهلگیرتر شدهاید و برای هر چیزی تا سرحد مرگ مضطرب نمیشوید، به شما کمک میکند که راحتتر کودک دوم را بزرگ کنید. ضمن این که کودک بعد از گذر از دوران نوزادی و شیرخواری و در حدود 18 ماهگی میتواند به کودک بزرگتر ملحق شود و ساعتهای زیادی را با همدیگر پر کنند. علاوه بر اینها شما نمیتوانید «همه چیز» را به کودکتان بدهید. عاطفه خواهر و برادری، رقابت، اشتراک، مالکیت و یک همبازی با ویژگیهای مشترک تربیتی چیزهایی هستند که شما حتی اگر تمام وقت و هزینهتان را هم صرف کودکتان کنید، نمیتوانید به او بدهید. شما حداکثر میتوانید یک مادر و پدر عالی باشید، اما نمیتوانید جای خواهر یا برادر را برای او بگیرید.
توان جسمی یا روانی برای بزرگ کردن یک کودک دیگر را ندارم
این را خودتان باید تشخیص بدهید. بارداری دوم، یک زایمان دیگر و دوره شیردهی مجدد میتواند تمام آسیبهای جسمی کودک اول را شدیدتر کند. به خصوص اگر فاصله سنی بین کودکان کم باشد (کمتر از 3 سال) ممکن است دچار عوارض جبرانناپذیری مثل آسیب به دندانها و استخوانها، افتادگی در نواحی زیر شکم و حتی تغییر فرم اندام شوید. تنها راه پیشگیری از این مشکلات، رعایت یک فاصله سنی مناسب با توجه به نظر پزشک متخصص و رعایت رژیم مناسب غذایی و ورزشی در فاصله تولد بین 2 کودک و بعد از هر زایمان است.
توان روانی و قدرت اعصاب شما هم عامل مهمی است. کودک دوم، به معنای دو برابر شدن مشکلات نیست، بلکه همه مسائل چند برابر میشوند. بعضی از مادرهایی که تا پیش از تولد فرزند دوم، خونسرد و آرام بودهاند، اعتراف میکنند که در چند ماه اول تولد فرزند دومشان برخوردهای عصبی و نامتعادلی با کودک اولشان داشتهاند که برای خودشان هم عجیب بوده. بیخوابی، شیردهی، ضعف ناشی از بارداری و زایمان و رسیدگی شبانهروزی به شیرخوار میتواند تا مدتها برنامه زندگی شما را از روال معمولی خود خارج کند. بنابراین پیش از تصمیم به بارداری مجدد، باید به این مسائل آگاه شوید و با پیشبینی همه شرایط، فاصله سنی مناسب را بین دو فرزند در نظر بگیرید.
میخواهم کودک اولم همبازی داشته باشد
اگر به این دلیل به فکر فرزند دوم هستید، جدا در تصمیمتان تجدید نظر کنید. نوزاد کوچک شما تا حدود 2 سالگی، فقط میتواند ناظر برادر یا خواهر بزرگترش باشد و حتی ممکن است بیشتر «مزاحم» او باشد تا همبازیاش. به خصوص اگر فاصله سنی کودکان بیشتر از 5 سال باشد، عملا نمیتوانید روی فرزند دوم به عنوان همبازی حساب کنید، چون تا رسیدن او به 2 سالگی، فرزند اولتان وارد محیط مدرسه شده و از بازیهای کودکانه دور شده. از همه مهمتر این که کودک دیگر، یک شخصیت واقعی است؛ اسباببازی کودک اول نیست و شما اجازه ندارید وجود او را تنها به خاطر کودک اول بخواهید. برای همبازی کودکتان میتوانید روی مهدکودک حساب کنید.
میخواهم یک خانواده گسترده داشته باشم
این دلیل، بیشتر از انتخاب داشتن یا نداشتن فرزند دوم، به سبک زندگی شما مربوط میشود. همان قدر که داشتن یک فرزند میتواند سبک زندگی شما را عوض کند و شما را از یک زوج جوان آزاد به یک مادر و پدر پرمسئولیت تبدیل کند، فرزند دوم میتواند شما را به یک خانواده شلوغ و پرمسئله تبدیل کند. در اغلب کشورهای پیشرفته، اصل خانواده با حداقل 4 نفر تعریف میشود و ترکیب یک زوج و یک کودک چندان هم خانواده به حساب نمیآید. با این حساب فکر کردن به فرزند دوم برای گسترده کردن خانواده یک دلیل خوب است که باید پیش از آن خودتان را برای این نوع زندگی آماده کرده باشید.
میخواهم سهم عشق را در زندگیام بیشتر کنم
یک دلیل رمانتیک و زیبا برای داشتن یک فرزند دیگر همین است که اگر زیرساختهای آن در خانواده و در درون شما مهیا باشد، بسیار عالی است. یادتان باشد، کودک دوم، یک کپی از کودک اولتان نیست. سعی کنید سختیها و مشکلات ماههای اول تولد فرزندتان را به یاد بیاورید. به خصوص اگر کودک اول شما حالا بزرگ و مستقل شده، ممکن است با تولد فرزند دوم از حجم مشکلات روزهای اول شوکه شوید. اگر فرزند اول شما دوران نوزادی آرامی داشته، خوب میخوابیده، بیقراری نمیکرده و خوشغذا بوده، ممکن است کودک دومتان با خصوصیاتی متفاوت شما را غافلگیر کند. پیش از تصمیمگیری در مورد فرزند دوم این موضوعات را مد نظر قرار بدهید.
تولد فرزند دوم چه تاثیری بر خانواده دارد؟
تولد فرزند دوم تاثیرات زیادی بر کل خانواده بویژه فرزند اول دارد. مخصوصا در ماه های اول پس از تولد فرزند دوم ، که شما شدیدا درگیر شیر دادن، عوض کردن پوشک، کوهی از لباسهایی که باید شسته شوند ، مهمانان و شبهای بی خوابی هستید،خیلی زود از توجه به فرزند بزرگتر غافل می شوید.
تحقیقات زیادی درباره جایگاه فرزندان در خانواده و تاثیر خواهران و برادران بر یکدیگر انجام شده است. یکی از محققان در این باره می گوید: « فرزند اول مدتی تنها فرزند خانواده بوده است و در آن مدت تمام توجه والدین را به خود اختصاص می داده است. با تولد فرزند دوم، این حالتی که طبیعی بنظر می رسیده، ناگهان از بین می رود.
اغلب تولد فرزند دوم هنگامی که او خردسال است ، یعنی زمانی که او شروع به مخالفت با والدین می کند، رخ می دهد. او در جواب همه چیز نه می شنود در حالی که نوزاد فقط مورد مهر و محبت و نوازش قرار می گیرد. این می تواند فرزند اول را شدیدا دچار ترس بکند. او از خود می پرسد: آیا کار اشتباهی کرده ام ؟ آیا پدر و مادرم دیگر مرا دوست ندارند؟ »
شما نمی توانیداز همه واکنشهای منفی او جلوگیری کنید. ولی تا آنجایی که امکان دارد می توانید فرزند اولتان را برای تولد دومی آماده کنید :
- سعی کنید به هر دو توجه کنید . بگذارید فرزند اولتان هم وقتی دومی را شیر می دهید، در تختان جای بگیرد.
- مراقب باشید که مهمانان فقط به نوزاد توجه نکنند و برای اولی نیز هدیه ایی همراه بیاورند.
این موارد ساده سبب می شود که فرزند اولتان بداند که او نیز هنوز دوست داشتنی است و هر کس در خانواده جای خود را دارد. پدر نقش مهمی در این زمینه می تواند بازی کند. پدر می تواند فرزند اول را خوب سرگرم کند. ممکن است مادر در این شرایط (بر اثر خستگی) سختگیر و متوقع بشود ولی پدر می تواند تعادل را برقرار کند.
جایگاه فرزندان در خانواده جایگاه فرزندان در خانواده در ساخت شخصیت بچه ها در آینده بی نهایت مهم است. مشحص گردیده که فرزندان اول برای رضایت خاطر والدین، اغلب طبق خواسته آنها زندگی می کنند. این امر ناشی از ترسی است که آنها در زمان کودکی در هنگام تولد فرزند دوم احساس کرده اند. در آینده نیر آنان همچنان به مقررات خانوادگی پایبند می مانند. امری که در فرزندان بعدی کمتر دیده می شود. چون آنان هیچگاه از سوی بچه های بعدی مورد تهدید فرار نگرفته اند و همواره بچه یا بچه هایی در اطرافشان بوده است. از این رو آنها نسبت به بچه های اول نگرانی کمتری دارند و به تایید رفتارشان توسط والدین اهمیت کمتری می دهند.
تنظیم روابط فرزندان در هنگام ورود نوزاد و فرزند دوم، مشکلاتی برای فرزند اول به وجود خواهد آمد که از دست والدین خارج است اما با دانستن و آگاهی نسبت به این واکنشها میتوان آنها را به موقع شناخت و برخورد مناسب را جهت کاهش واکنشهای کودک اول به کار برد.
کودکان در مقابل ورود نوزاد جدید واکنشهای متفاوتی نشان میدهند. مشکلات شایع کودکان عبارتند از:
. لجبازی
· قشقرق به پا کردن
· تحریک پذیری
· رفتار خشن با شیرخوار مانند محکم بغل کردن، ضربه زدن، نیشگون گرفتن، گاز گرفتن و…
· چسبندگی به مادر و اضطراب جدایی
· مشکلات مربوط به توالت رفتن (خیس کردن شبانه یا روزانه، کنترل نکردن مدفوع)
· مشکلات خواب
· مشکلات مربوط به غذا خوردن
· رفتارهای بچهگانه مانند درخواست پستانک و شیشه آماده باشید
خودتان را برای واکنشهای کودک آماده کنید. اگر کودک با مشکلات توالت رفتن مواجه شده است و یا… او را سرزنش و یا تنبیه نکنید. به جای آن هنگام انجام رفتار مناسب او را تشویق کنید و مدت زمان بیشتری را با او بگذرانید.
اگر او میگوید "نوزاد جدید را دوست ندارم” به او نگویید این احساس بد است بلکه به او اجازه ابراز احساس خود را حتی مخفی بدهید. با او مجادله نکنید و با نامطلوب بودن حضور یک نوزاد جدید در جمع خانوادگی در بعضی مواقع موافقت کنید و مواظب باشید به کودک احساس گناه و یا تقصیر از احساسات منفیاش را القا نکنید.
اگر کودک بیش از ۳۰ دقیقه آرام مانده است به کنار او بروید. اگر دراز کشیده و زمان خوابیدن نیست او را تنها نگذاشته و با او باشید و برای تشویق کردن او از قبل برنامهریزی کنید.
نظم و انظباط را برقرار کنید عقیده خود را نسبت به داشتن انظباط در کودک مشخص کنید و پیش از آنکه نوزاد جدید به دنیا آید اجرای قوانین و مقررات را در خانه شروع کنید. هنگام مشاهده رفتار نامناسب سریع عکسالعمل نشان دهید. با کودک خود بحث نکنید و غر نزنید بلکه عمل کنید. کودک شما باید بداند که چه رفتاری از نظر والدینش مطلوب و موردانتظار است. پدر و مادر باید در تربیت کودک با یکدیگر هماهنگ باشند.
بدرفتاریهای جدی مانند صدمه زدن به نوزاد باید سریع پاسخ داده شود. کودک باید بفهمد که صدمه زدن به نوزاد قابل قبول نیست و با انظباط خاصی با او برخورد میشود.
باید نادیده گرفت بعضی از رفتارها مانند کودکانه صحبت کردن را نادیده بگیرید. هنگام انجام رفتارهای بچهگانه با کودک صحبت نکرده و به او نگاه نکنید. در این زمان از اتاق خارج شده یا مشغول کار شخصی خود شوید. زمانی که رفتار کودکتان مطلوب است او را تشویق کرده و به او توجه کنید.
درصورتیکه با رعایت این نکات هنوز با کودک خود درباره فرزند جدید مشکل دارید، بهتر است از مشاوره روانپزشک کودک یا روانشناس کودک استفاده کنید.
مدت زمانی را در طول روز به کودک اختصاص دهید و سعی کنید حتی یک یا دو دقیقه با او تنها باشید. از او نظرخواهی کرده و اجازه دهید برای خودش تصمیم بگیرد.
بازی کودک با نوزاد زمانی که شیرخوار خواب است و کودک به آرامی بازی میکند او را تشویق کنید. احساس خود را به کودک نشان دهید و به او بگویید دوستش دارید تا او نیز احساسات خود را برای شما بیان کند. به کودک اجازه دهید نوزاد را در آغوش گیرد. واکنشهای نوزاد را برای کودک توصیف کنید. برای مثال "او دوست دارد تو به آرامی با او رفتار کنید” این توضیحات موجب بهتر شدن روابط میان آنها و لذت بردن از همدیگر خواهد شد.
شیردهی نوزاد و کودک اول هنگام شیر دادن نوزاد پاسخ به رفتارهای کودک بزرگتر دشوار است. پیش از برنامه شیردهی کودک را سرگرم کنید. از اسباب بازیهای مخصوص برای سرگرم کردن کودک استفاده کنید. به او نوشیدنی و یا یک غذای ساده بدهید. در صورت وجود رفتار مطلوب در حین شیردهی او را تشویق کنید. برخی کودکان تمایل به دیدن نوزاد در هنگام شیردهی و یا در کار مادر بودن را دارند. کودک را نیز از یک طرف دیگر در آغوش بگیرید و یا دستتان را به دور گردن یا کمر او حلقه کنید. برخی از کودکان تمایل به تقلید از رفتار مادر دارند و عروسک یا خرس خود را شیر میدهند.
توصیه های مهم :
۱) کودک را برای ورود نوزاد جدید آماده کنید.
۲) تغییرات لازم را پیش از ورود نوزاد جدید در خانه شروع کنید.
۳) خودتان را برای واکنشهای متفاوت کودک آماده کنید.
۴) در نگهداری شیرخوار جدید کودک را با خودتان همراه سازید.
۵) هر روز زمان خاصی را با کودکتان بگذرانید.
۶) کودک را از اینکه با خواهر یا برادر کوچکش با مهربانی رفتار میکند، تحسین کنید.
۷) احساسات کودک را بپذیرید. زمستان مطلب مطالب جالب وآموزنده 22بهمن نوزادی آرام لطیفه های بامزه طنز اصولی برای سرگرم کردن کودک! کودکان را به کتاب خواندن تشویق کنیم! برای اینکه فرزندتان رازخانوادگی را فاش نکند خود ارضایی در کودکان راهنمای خرید پستانک وشیشه شیر جوشاندن شیشه شیر برای نوزادان زنان شیرده ریحان ،زیره ورازیانه مصرف کنند نکات لازم برای شیردهی موفق نحوه شستن موهای نوزاد وقتی کودکتان مدام میگوید نه! دوستی مادران و پسران شعر کودکانه و حیووووونای رنگارنگ |
|